چرا تلآویو از خبرنگار پرستیوی میترسد؟
-
چرا تلآویو از خبرنگار پرستیوی میترسد؟
نقاء حامد، خبرنگار فلسطینی شبکه پرستیوی است؛ خبرنگاری که بهطور میدانی رخدادهای کرانه باختری را پوشش میدهد و دقیقاً به همین دلیل زیر آتش یک کارزار سایبری و رسانهای قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومی معاونت برون مرزی رسانه ملی، خبرگزاری فارس نوشت: باز هم همان تناقض همیشگی؛ باز هم همان نمایش فرسوده از «آزادی بیان» و «جریان آزاد اطلاعات» که هرجا پای اسرائیل و جنایتهایش وسط میآید، ناگهان رنگ میبازد. جهان سالهاست از آزادی رسانه میشنود، اما در فلسطین، این آزادی اغلب تا جایی محترم است که روایت اشغال، کشتار و سرکوب را به چالش نکشد. کافی است یک خبرنگار، تنها کمی از خطوط قرمز تلآویو فاصله بگیرد و دوربینش را بهجای تبلیغ، روی واقعیت بگیرد؛ همانجا ماشین تهدید، تخریب و ارعاب به حرکت درمیآید.
اینبار نوبت نقاء حامد، خبرنگار فلسطینی شبکه پرستیوی است؛ خبرنگاری که بهطور میدانی رخدادهای کرانه باختری را پوشش میدهد و دقیقاً به همین دلیل زیر آتش یک کارزار سایبری و رسانهای قرار گرفته است. ماجرا روشن است: حامد از دل مناطقی گزارش میدهد که رژیم صهیونیستی میخواهد در سکوت و تاریکی نگه دارد؛ از قصره و نابلس و رامالله گرفته تا قلندیا و یطا. همین حضور میدانی، همین ثبت بیواسطه واقعیت، و همین امتناع از تکرار روایت رسمی تلآویو است که برای آنها غیرقابلتحمل شده است.
در تازهترین موج حمله، حساب کاربری «Mossad Commentary» در شبکه اجتماعی X با لحنی آشکارا تحریکآمیز، نقاء حامد را «عامل پروپاگاندا در حیاطخلوت اسرائیل» خوانده و تلاش کرده است فعالیت خبری او را بهعنوان بخشی از «نفوذ رسانهای ایران» جا بزند. این فقط یک توییت نیست؛ بخشی از یک الگوی آشناست: اول تخریب شخصیت، بعد امنیتیسازی و درنهایت، مشروعیتبخشی به فشار، بازداشت یا حتی حذف فیزیکی.
اما این هجمه به یک حساب محدود نمانده است. حسابهایی مانند DeepState Illuminate و Israel News Pulse نیز با ادبیاتی مشابه وارد میدان شدهاند تا یک کارزار هماهنگ را پیش ببرند؛ کارزاری که هدفش نه نقد حرفهای، بلکه ارعاب است. آنان باتکیهبر حضور این خبرنگار در منطقه B ــ منطقهای که بنا بر تقسیمبندیهای موجود زیر کنترل امنیتی اسرائیل است ــ با لحنی تمسخرآمیز میپرسند که چگونه او هنوز بازداشت نشده و چرا میتواند در «حیاطخلوت اسرائیل» فعالیت کند. این پرسش، در ظاهر یک طعنه رسانهای است، اما درعمل، چیزی جز تهدید سیاسی و روانی نیست: پیامی روشن برای همه خبرنگاران مستقل که اگر در مدار روایت صهیونیستی نباشید، امنیت ندارید.
آنچه از این حملهها برمیآید، بیش از هرچیز، ترس است؛ ترس از دوربینی که دروغ را ثبت نمیکند، بلکه واقعیت را نشان میدهد. ترس از خبرنگاری که بهجای بازنشر روایتهای بسته و پالایششده، چشمش را به رنج مردم فلسطین، به خشونت شهرکنشینان، به یورش نیروهای اشغالگر و به زیست روزمره زیر سرکوب دوخته است. و درست همینجاست که اسرائیل چهره واقعی خودش را نشان میدهد: رسانه آزاد ازنظر تلآویو، فقط رسانهای است که در خدمت تلآویو باشد. هر صدای دیگری، بهویژه اگر از دل فلسطین و علیه اشغال برخاسته باشد، باید ساکت شود.
هجمه علیه نقاء حامد در خلأ رخ نمیدهد. این کارزار در ادامه همان سیاستی است که سالهاست خبرنگاران فلسطینی را هدف گرفته؛ سیاستی که در غزه و کرانه باختری با بازداشت، ضربوشتم، تهدید، محدودیت و در مواردی بسیار با مرگ پاسخ داده شده است. براساس آمارهای موجود، از آغاز عملیات طوفانالاقصی تاکنون نزدیک به ۲۷۰ خبرنگار، عکاس و تصویربردار از رسانههای مختلف از رویترز گرفته تا الجزیره و...، بهدست نظامیان اسرائیلی کشته شدهاند؛ آماری که اگر در هر جای دیگر جهان رخ میداد، تیتر اول رسانههای بینالمللی میشد، اما در مورد فلسطین، اغلب به حاشیه رانده میشود.
نقاء حامد نیز از این خشونت سیستماتیک بینصیب نمانده است. کمتر از دو هفته پیش، هنگام پوشش یورش نیروهای صهیونیست به اردوگاه آوارگان قلندیا در شمال قدس اشغالی، خبرنگاران حاضر در صحنه هدف حمله قرار گرفتند و او نیز مصدوم شد. نیروهای اسرائیلی با شلیک نارنجک صوتی و پرتاب گاز اشکآور به خبرنگارانی حمله کردند که با علائم کاملاً مشخص رسانهای در محل حضور داشتند. این نخستینبار هم نبود؛ او پیشتر در دسامبر گذشته، حین گزارش زنده از همان اردوگاه، بر اثر شلیک گلولههای لاستیکی نیروهای اسرائیلی مجروح شده بود.
پس مسئله فقط یک خبرنگار نیست. مسئله این است که چرا هر بار که یک زن خبرنگار فلسطینی، با هویت روشن حرفهای، دوربین را بهسمت حقیقت میگیرد، باید هدف هجمه، حمله فیزیکی و امنیتیسازی قرار بگیرد؟ چرا گزارش میدانی از یک اردوگاه آوارگان باید بهعنوان «نفوذ» معرفی شود؟ چرا بیان واقعیت درباره اشغال، باید معادل تهدید امنیتی تلقی شود؟
پاسخ را باید در منطق حاکم بر رژیمی جستوجو کرد که رسانه را نه بهعنوان ابزار اطلاعرسانی، بلکه بهعنوان میدان کنترل میفهمد. در این منطق، روزنامهنگار مستقل نه ناظر است و نه راوی؛ دشمن است. و اگر آن روزنامهنگار زن باشد، فلسطینی باشد و از شبکهای مانند پرستیوی گزارش دهد، آنگاه همهچیز برای حمله آمادهتر است: از هجمه سایبری و تخریب شخصیتی تا تهدید امنیتی و تلاش برای خاموشکردن صدا، هرچند که رژیم صهیونیستی اساساً و در ذات خودش هیچ تفکیکی هم بین رسانهها قائل نیست و نگاهی به فهرست رسانههایی که عوامل و خبرنگارانشان از 7 اکتبر 2023 تاکنون در غزه کشته شدهاند، گویای این موضوع است.
حقیقت سادهتر از این بازیهاست. نقاء حامد کاری جز خبررسانی نمیکند؛ او از جایی گزارش میدهد که اسرائیل میخواهد در سکوت بماند. و همین کافی است تا به هدف تبدیل شود. چون در قاموس تلآویو، خبرنگار آزاد نه محترم است و نه مصون؛ تنها خبرنگاری پذیرفته است که روایت اشغال را تکرار کند. باقی، باید زیر فشار بروند، ترسانده شوند، یا حذف.